تعریف تئوری
ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: تئوری های مدیریت
  1. تئوری یعنی مجموعه ای منسجم از مفروضاتی که توجیه کننده رابطه بین دو یا چند واقعیت قابل مشاهده است .
  2. تئوری به توصیف و توضیح رویدادها و پیشزبینی آنها می پردازد ‘ علم را گسترش می دهد ولی راه و روش خاصی تجویز نمی کند .
  3. تئوری عبارت است از دسته بندی اصول و قوانین مرتبط و همبسته که ضمن آن دانستنی های عمده با هم مرتبط گشته ، چارچوبی سیستمیک را برای فعالیت ها و تلاش علمی موثر بشر ، فراهم می آورد .
  4. تئوری عبارت است از الگو و قالب موثر و با صرفه در جهت تجرید، تلخیص، ترکیب، تلفیق، طبقه بندی و تحلیل اطلاعات پژوهشی برای تکوین رشته های علمی و یا حل مشکل معین .
  5. تئوری توصیفی است برای تبیین یا تشریح رابطه علی که بین متغیرها یا ویژگی های سازمان وجود دارد . از دیدگاه اندیشمندان و علم گرایان این توصیف ممکن است به صورت مجموعه ای مکتوب از گزاره های رسمی باشد . برای مثال یک تئوری نشان دهنده درکی است که مدیر از شیوه کارکزدن سازمان دارد، ولی به صورت نوشته نیست .
  6. فیگل معتقد است تئوری به عنوان مجموعه ای از مفروضات تلقی می شود که می توان به وسیله روش منطقی - ریاضی قوانین از آن انسجام کرد .
  7. بالوک معتقد است تئوری فقط به یک طبقه بندی یا مفاهیم منظم گفته نمی شود و باید بیان کننده قضایای مبتنی بر قانون بین مفاهیم و متغیراتی چند نیز باشد .
  8. رینولدز ، معتقد است اصطلاح تئوری معرف بیانی مجرد از دانش علمی در زمینه یک دسته قوانین و یا روابط علت و معلول می باشد .
  9. ویلر معتقد است تئوری عبارت است از رشته روابط هماهنگ و ادغام شده ، یا سطحی خاص از اعتبار .
  10. کرلینجر معتقد است تئوری عبارت است از مجموعه ای از سازه ها ( مفاهیم ) تعاریف ( مفروضات ) و گزاره ها ( تعمیم ها ) به هم پیوسته و مرتبط که از سازه ها ( مفاهیم ) تعاریف ( مفروضات ) و گزاره ها ( تعمیم ها ) به هم پیوسته و مرتبط که از طریق مشخص کردن روابط میان متغیرها، نگرش منظمی از پدیده ها عرضه می کند . با این اهداف که آن پدیده ها را تبیین و پیش بینی نماید .
  11. قانون نه تنها در فرایند ایجاد تئوری یک جزء ضروری است بلکه از الزامات آن نیز به شمار می رود . از نظر کاپلان تئوری به عنوان وسیله ای که برای توضیح ، انتقاد و یگانه ساختن قوانین مستقر و یا تعدیل آنها به منظور در بر گرفتن اطلاعاتی که در تنظیم آنها پیش بینی نشده است به شمار می رود . تئوری همچنین راهنمای کوشش ها برای تعمیم های جدیدتر و قوی تر است .
  12. تئوری یا نظریه عبارتست از بکار بردن شیوه راه های مطلوب با در نظر گرفتن فرضیه های موجود و قوی تر است .
  13. تئوری مجموعه ای از مفاهیم ، تعاریف و قضایای مرتبط به هم که از طریق تشخیص روابط بین متغیرها و به منظور تبیین و پیش بینی پدیده ها ، یک نظر سیستماتیک درباره این پدیده ها ارائه می دهد .

 


 
دیدگاه های متداول در برنامه ریزی
ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: برنامه و بودجه

دیدگاه های متداول در برنامه ریزی

  1. برنامه ریزی ( مدیریت ) بر مبنای هدف و نتیجه
  2. برنامه ریزی ( مدیریت ) بر اساس استثنا
  3. برنامه ریزی اضطراری

 

برنامه ریزی ( مدیریت ) بر مبنای هدف و نتیجه

مهمترین مسائل سازمان توسط میران و کارکنان تعریف شود و سپس با مشارکت کارکنان ، برای هر واحد و هر قسمت از یک واحد و نهایتاً برای هر فرد شاغل هدف گذاری منظمی صورت گیرد . مدیریت و برنامه ریزی بر مبنای هدف ، برای ترکیب اهداف فردی و سازمانی به کار می رود و بر این عقیده استوار است که مشارکت توام رئیس و مرئوس در تبدیل اهداف کلی به اهداف فردی ، تاثیر مثبتی بر عملکرد کارکنان دارد . فکر اصلی مدیریت بر مبنای هدف ، این است که تدوین و پذیرش طرفینی تمامی اهداف ، تعهد قویتری را در کارکنان ایجاد می کند تا اینکه سرپرستی ، یک جانبه هدف گذاری کرده ، آنها را به زیردستان تحمیل می کند .

 

 

برنامه ریزی ( مدیریت ) بر اساس استثنا

عبارت است تعیین هدف ، تخصیص منابع و تعیین شاخص های عملیاتی ، و واگذاری امور به ابتکار عمل مسئولان واحدها . مدیریت عالی سازمان ، تنها هنگامی که انحراف عملکرد واحدی از برنامه پیش بینی شده بیش از حد مورد قبول باشد ، در امور آن واحد دخالت خواهد کرد . ابزارهای اساسی و متداول در این روش عبارتند از : بودجه ، هزینه های استاندارد و حسابداری مدیریت یا حسابداری مراکز مسئولیت ( مراکزهزینه ، درآمد ، سرمایه گذاری ) .

 

برنامه ریزی اضطراری

عبارت است از پیش بینی و معین ساختن عکس العمل ها و پاسخ مناسب به حوادث یا شرایط جدیدی که در اوضاع و احوال سازمان ممکن است اتفاق بیفتد .


 
انواع برنامه ریزی
ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: برنامه و بودجه
  1. برنامه ریزی اساسی ( استراتژیک )
  2. برنامه ریزی اجرایی ( عملیاتی )
  3. برنامه ریزی تخصصی ( برنامه ریزی در سایر وظایف مدیریت )

برنامه ریزی اساسی ( استراتژیک )

برنامه ریزی اساسی ، دوراندیشی سازمان یافته ای است که مراحل زیر را دربر دارد :

أ‌.         تعیین ماموریت و هدف های دوربرد

ب‌.     تفکیک ماموریت به هدف های کمی و کیفی کوتاه مدت ، که این عمل را در اصطلاح هدف گذاری می نامند .

ت‌.     تعیین خط مشی ها یا سیاست ها

ث‌.     طرح ریزی و برنامه ریزی اجرایی (تاکتیکی )

برنامه ریزی استراتژیک ، آینده را پیشگویی نمی کند ، ولی یک مدیر را می تواند در موارد زیر یاری دهد .

  1. فائق آمدن موثر بر مقتضیات آتی
  2. ارائه فرصت به موقع ، برای تصحیح خطاهای اجتناب ناپذیر
  3. کمک به تصمیم گیری درست در زمان مناسب
  4. تمرکز بر اعمالی که برای رسیدن به آینده مطلوب باید انجام شود .

برنامه ریزی اجرایی ( عملیاتی )

أ‌.         تهیه برنامه کوتاه مدت ( تعیین بودجه و زمانبندی )

ب‌.     تعیین معیارهای عملکرد و موقعیت : کمیت ، کیفیت و هزینه

ت‌.     بازبینی و تعیین موراد انحذاف

ث‌.     تهیه برنامه جدید

 

برنامه ریزی تخصصی ( برنامه ریزی در سایر وظایف مدیریت )

أ‌.         برنامه ریزی و کنترل تولید ( مدیریت تولید )

ب‌.     برنامه ریزی پرسنلی ( نیروی انسانی )

ت‌.     برنامه ریزی مالی


 
اهداف برنامه ریزی
ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: برنامه و بودجه
  1. افزایش احتمال رسیدن به هدف از طریق تنظیم فعالیت ها 
  2. افزایش جنبه اقتصادی ( مقرون به صرفه بودن عملیات )
  3. تمرکز بر روی مقاصد و اهداف و احترام از تغییر مسیر
  4. تهیه ابزاری برای کنترل

 
تعریف برنامه ریزی
ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: برنامه و بودجه
  1. تعیین هدف ، یافتن و ساختن راه وصول به آن 
  2. تصمیم گیری در مورد اینکه چه کارهایی باید انجام گیرد
  3. تجسم و طراحی وضعیت مطلوب در آینده و یافتن و ساختن راه ها و وسایلی که رسیدن به آن را فراهم کند .
  4. طراحی عملیاتی که شیی یا موضوعی را بر مبنای شیوه ای که از پیش تعریف شده ، تغییر بدهد .

 
ضرورت برنامه ریزی
ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: برنامه و بودجه

عدم اطمینان ناشی از تغییرات محیطی ، برنامه ریزی را به صورت یک ضرورت انکار ناپذیر در تمام نهادها در آورده است .

پیتر دراکر معتقد است که میان موثر بودن ( انجام کارهای درست = effectivness ) و کارایی ( درست انجام دادن کارها ) تفاوت هست و این دو در مراحل انتخاب هدفه ها و آنگاه در چگونگی کسب آنها توام می باشند )

اصول مدیریت / رضائیان/ص 91

 


 
تصمیم گیری - Decision making
ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: برنامه و بودجه ، کارشناسان سیستم

تصمیم گیری و مدیریت مترادف هم هستند . یا می توان گفت جنبه اصلی مدیریت تصمیم گیری است . 

مساله یابی  

پیش از آنکه مساله را بتوان حل کرد ، باید شناخت و تعریف صحیحی از آن داشت ، یعنی تعیین کرد که چه وضعیتی نمایانگر مساله است و کدام مساله باید حل شود ؟ این فرایند شناسایی مساله و تعیین مساله و تعیین اهداف و اولویت بندی آنها را مساله یابی می نامند .

در فرایند مساله یابی از دو روش ، روش رسمی و روش غیر رسمی استفاده کرد .

الف ) مسئله یابی رسمی

در روش رسمی دو رویه مستقیم و غیر مستقیم وجود دارد که در رویه مستقیم مدیر خودش از وضعیتهای ایجاد شده زیر به وجود مساله پی می برد .

1. انحراف از تجربیات گذشته

2. انحراف از برنامه تعیین شده

3. پیشی گرفتن رقبا

در رویه غیر مستقیم مساله یابی عبارتند از :

1. از طریق کارکنان

2. از طریق مافوق ها

3. از طریق ارباب رجوع یا مشتری

ب ) مساله یابی غیر رسمی

مساله از طریق ارتباطات غیر رسمی و بینش فراهم آمده است .

تعریف تصمیم گیری

تصمیم گیری فرایندی را تشریح می کند که از طریق آن ، راه حل مساله معینی انتخاب می گردد .

انتخاب

به مجموعه فعالیت های فرد بر می گردد که موجب انتخاب یک بدیل از مجموع بدیل ها می شود ؛ بنابر این انتخاب کردن جزئی از تصمیم گیری است .

 

فرایند حل مساله

به یک دسته فعالیت های گسترده ای که یافتن و به اجرا در آوردن راه حلی برای اصلاح یک وضعیت نامطلوب را در بر دارد ، فرایند حل مساله گفته می شود .

 

انواع مساله و تصمیم

میزان اطلاعاتی که به هنگام اخذ تصمیم در دسترس مدیر قرار دارد ، متفاوت است . در مواردی که تجربه و اطلاعات به میزان کافی هست ، اخذ تصمیم با اطمینان صورت می پذیرد؛ ولی هنگامی که تجربه و اطلاعات در موردی ناچیز است ، باید در اخذ تصمیم بسیار محتاط بود آنجایی که اطلاعات ، اساس تصمیم گیری است جنبه ای از سازماندهی که فرایند جریان اطلاعات را شرح می دهد مورد توجه بسیار قرار می گیرد . یک دستورالعمل خوب برای اخذ تصمیم از 90 درصد اطلاعات و 10 درصد الهام و بینش تشکیل می شود . به نظر استینر ، جریان اطلاعات همانند جریان خون برای حیات و سلامت هر واحدی لازم است .

تصمیم های برنامه ریزی شده و نشده

تصمیم های برنامه ریزی شده - تصمیم هایی هستند که بر حسب عادت ، قانون یا رویه اخذ می گردد و برای مسائل ساده و پیچیده به کار می رود . هر چه تصمیم ها ، نامنظم تر ، جدیدتر و دارای نتایج عمده ای باشد ، یا به بیان دیگر پیچیده تر باشد و تعهدات عمده ای را دربرداشته باشد ، به همان نسبت هم تبدیل آنها به شکل برنامه ریزی شده دشوارتر است . اگر مساله تکرار شود و عوامل تشکیل دهنده آن را بتوان تحلیل ، پیش بینی و تعریف کرد آنگاه چنین مساله ای را می توان برنامه ریزی کرد ؛ البته تصمیم های برنامه ریزی شده ، تا حدی آزادی مدیر را محدود می سازد ؛ زیرا سازمان ، به جای فرد تصمیم می گیرد که چه باید کرد .

تصمیم گیری برنامه ریزی نشده - این تصمیم ها  با مسائل غیر معمول و منحصر به فرد سر و کار دارد . اگر مساله ای به اندازه کافی تکرار نشود که بتوان برای آن خط مشی ای تعیین کرد یا آن قدر مهم باشد مه نیازمند به برخورد خاصی باشد ، باید با تصمیم مقتضی و برنامه ریزی نشده حل گردد ؛ هر چه فرد رد سلسله مراتب سازمانی بالاتر رود ، داشتن توان اخذ تصمیم های برنامه ریزی نشده اهمیت بیشتری می یابد ، زیرا بیشتر تصمیم هایی که باید بگیرد برنامه ریزی نشده است .

موقعیت های تصمیم گیری

  1.  موقعیت اطمینان / اطلاعات مورد اطمینان قابل اندازه گیری و دقیق است .
  2. موقعیت مخاطره / اطلاعات کامل نیست .
  3. موقعیت عدم اطمینان / اطلاعات ما نسبت به موضوع ناچیز است .

مسئله و فرصت

  •  مسئله به عبارتی چیزی است که توان سازمان را در رسیدن به اهداف به خطر می اندازد .
  • فرصت ، چیزی است که احتمال فراتر رفتن از اهداف را فراهم می کند .

مینسبرگ ، بحران ، مساله و موقعیت را این گونه تعریف می کند .

  •  بحران ؛ پیش آمد حادثه ای ناگهانی از قبیل آتش سوزی یا ورشکستگی یکی از صاحبان عمده موارد اولیه و مانند آن است که به رسیدگی و تصمیم گیری فوری نیاز دارد .
  • مساله ؛ از طریق جریانی از داده های شفاهی مکرر و مبهم از انباشتگی حوادث چندگانه آشکار می شود.
  • موقعیت ؛ اغلب توسط یک فکر یا حادثه ای غیر بحرانی جلوه گر می شود و امکان فراتر رفتن از اهداف را فراهم می آورد .

فرایند منطقی حل مسئله 

1. شناسایی وضعیت ؛  برای شناسایی باید سه جنبه را در نظر گرفت .

  • جنبه اول - تعریف مسئله
  • جنبه دوم - شناسایی اهداف تصمیم
  • جنبه سوم - تشخیص علل

2. ایجاد بدیل ها

3. ارزیابی بدیل ها و انتخاب بهترین آنها

4. اجرای تصمیم و پیگیری آن

موانع حل مساله مدیری

1. اجتناب آرام

2. تغییر آرام

3. اجتناب دفاعی

4. ترس

روش ها و فنون معین تصمیم گیری

1. تفکر خلاق

2. تحقیق در عملیات

3. مفاهیم زیربنایی و استراتژی ها 

 

اصول مدیریت / رضائیان


 
خلاقیت
ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: مدیریت

 

تعریف خلاقیت

خلاقیت ، عبارت است از به کارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید. 

اهمیت خلاقیت 

خلاقیت برای بقای هر سازمانی لازم است . طی زمان ، سازمان های غیر خلاق از صحنه محو می شوند و اگر چه چنین سازمانی ممکن است در عملیاتی که در یک مقطع از عمر خود درگیر آن است ، موفق باشد ولی سرانجام مجبور به تعطیل یا تغییر سیستم می گردد .

موانع خلاقیت

موانع اصلی خلاقیت عبارتند از :

 

1. عدم اعتماد به نفس

2.ترس از انتقاد و شکست

3.تمایل به همرنگی و همگونی

4. عدم تمرکز ذهنی

 

 

ویژگی های فرد خلاق

1. مسائل و وضعیت هایی را می بیند که قبلا مورد توجه قرار نگرفته است و فکرهای مزیتشان بررسی می دهد

2.ایده ها و تجربیات حاصل از منابع گوناگون را به هم ربط می دهد و آنها را بر مبنای مزیتشان بررسی می کند .

3. معمولا چندین شق برای هر موضوع معین برای هر موضوع معین دارد ، به عبارتی سلاست فکر دارد .

4.نسبت به پیش فرضهای قبلی تردید می کند و محدود به رسم و عادت نمی شود . ( استقلال فکری دارد )

5. فی البداهه از نیروهای احساسی ، ذهنی و بینشی مدد می گیرد و استفاده می کند .

6. در فکر و عمل از انعطاف بالایی برخوردار است .

انواع اندیشیدن

1. خلاق ؛ اندیشیدنی است که ذهن به طور عمیق با یک مساله درگیر می شود، به تجسم و واضح کردن آن می پردازد و به منظور فرموله کردن فکر یا دریافت مفهوم جدید به جرح و تعدیل آن می پردازد .

2. سببی یا علی

این فکر ، بر شکل دادن حوادث و دستاوردهای آتی به جای واگذار کردن مسائل به حوادث آینده تاکید دارد . وجه مشخص اندیشیدن سببی ، به اصطلاح ، اندیشیدن به طور معکوس است که در آن فعالیتهای ظاهرا بی ثمر کنونی ، به حوادث به هم پیوسته ای که به وضعیت مطلوب آتی ختم می گردد . تبدیل شده و نتایج استخراج می گردد .

3.استقرایی

در این شیوه ، فرد استدلال های خود را ، بر اساس اجزاء گوناگونی برای رسیدن به یک نتیجه یا اصل کلی قرار می دهد ، از جزء به کل یا از فرد به همه ، استدلال می کند . این فرایند ترکیبی است ، زیرا اجزاء سرهم می شوند تا کل را شکل دهند .

4. قیاسی

این شیوه ، درست عکس تفکر استقرایی است . از نتیجه گیری های کلی به فکری خاص می رسد ، یعنی حرکت ذهن از کل به جزء است . در این نوع تفکر ، کل به اجزاء تشکیل دهنده اش تقسیم یا تجزیه می شود . تفکر قیاسی ، دانش صریح را ارائه می دهد نه دانش ضمنی یا کلی را .

5. قضاوتی ( حل مسئله )

در این شیوه همان طوری که از عنوانش بر می آید فرد به کسب واقعیت ها درباره هر وضعیت توجه دارد ، تا مساله را معین کند و واقعیات را به طور منطقی تجزیه و تحلیل و ارزیابی کرده ، رابطه معنی داری میان آنها برقرار کند و سرانجام درباره مساله تصمیم بگیرد.

ابداع و خلاقیت

             خلاقیت                                                         ابداع

خلاقیت اغلب به توانایی و قدرت                ابداع معمولا به معنی به کارگیری ایده های

ایجاد فکر ایده های جدید و نو گفته            نوین ناشی از خلاقیت است . ابداع در یک

می شود                                             سازمان می تواند ، یک محصول جدید ،                                                                  

                                                         خدمت جدید ، یا راه جدید انجام کارها باشد 

فرایند خلاقیت

1. کسب دیدگاه و نگرشی موافق نسبت به فکر (ایده) های نوین

2. حساسیت نشان دادن نسبت به مساله

3.آمادگی یافتن برای خلاقیت از طریق کسب مواد خام لازم

4. به کارگیری سلاست فکر ( سلاست فکر ، به معنای توان گردآوری فکرهای متنوع و زیادی در مورد مساله است . ارزش این کار در این است که هر چه میزان فکرهای موجود بیشتر باشد احتمال یافتن راه حل عملی بیشتر است .)

5. فعالیت ضمیر ناخداگاه بر روی مساله

6. درخشش ناگهانی یک فکر

 

پیشنهاد عملی برای کسب سلاست فکر

1. یاداشت برداری ( بهترین روش و زمان برای حفظ یک اندیشه ، ثبت در هنگام بروز آن است . )

2. انتخاب زمان و مکان

3. به کارگیری حس کنجکاوی و توان پرسیدن

4. استفاده از روابط میان افکار

5. تغییر شکل وضع موجود ، راه های گوناگونی وجود داردکه عبارتند از ؛

  • ترتیب مجدد
  • جایگزینی
  • افزودن و کاستن
  • تغییر جهت دادن

6. فهرست ویژگی ها

7. تحلیل شبکه

8. روش راه حل جویی قیاسی مستقیم (طوفان مغزها )

  • منظور از راه حل جویی قیاسی مستقیم فراهم آوردن هدایت ها و فکرهای ممکن برای راه حل رضایت بخش است. در این روش ، فکرها پس از پایان جلسه راه حل جویی قیاسی مستقیم ارزیابی می شوند ؛ بنابراین قوانین روش راه حل جویی قیاسی مستقیم به این شرح است :
  1. هیچ فکری مورد انتقاد قرار نمی گیرد
  2. هر چه فکرها بکرتر باشند بهتر است .
  3. تاکید بر کمیت تولید فکر است .
  4. دیگران برای بهبود بخشیدن به فکرهایی که ارائه می دهند تشویق می شوند .

9. روش راه حل جویی قیاسی غیر مستقیم

10. روش راه حل جویی قیاسی رقابتی مستقیم

11. خو را جای دیگران قرار دان

12. استفاده از رویدادهای پیش بینی نشده

13. برداشت از گزارشات و نامه ها

14. فن داده یا بازداده 

 

راه های محرک خلاقیت

1. فضای خلاق

2.دادن وقت برای خلاقیت

3. برقراری سیستم پیشنهادها

4. ایجاد واحد مخصوص خلاقیت


 
هرم مدیریت
ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: مدیریت

1. مدیریت عالی 

2. مدیریت میانی

3. مدیریت عملیاتی ( سرپرستی)

...............................................

مدیریت عالی

بخش اعظم کار مدیران عالی از نظر پویایی و مشغله ، نظیر کار مدیران عملیاتی است . با این تفاوت که اینان، برنامه ریزی های جامع و بلند مدت تری را در حوزه فعالیت گسترده تر و عوامل وضعی متنوع تری را طراحی یا مورد بررسی قرار می دهند . مدیران عالی ، عملکرد کلی واحدهای عمده را ارزیابی می کنند . درباره موضوعات و مسائل کلی با مدیران سطوح پایین به تبادل نظر می نشینند و بیشتر وقتشان را با همکاران یا افراد خارج از سازمان ، و اندک زمانی را نیز با افراد زیر دست می گذرانند .

مدیریت میانی

مدیران میانی به طور مستقیم به مدیریت رده بالا گزارش می دهند . کارشان مدیریت بر سرپرستان است و نقش حلقه واسطی را میان مدیریت عالی و مدیران عملیاتی به عهده دارند . بیشتر وقت مدیران میانی به تحلیل داده ها ، آماده کردن اطلاعات برای تصمیم گیری ، تبدیل تصمیم های مدیریت عالی به پروژه های معین برای سرپرستان و جهت دادن به کار مدیران عملیاتی اختصاص می یابد . حدود 80 درصد وقتشان را ممکن است به گفت و شنود بگذرانند که بیشتر آن در واحد خودشان و با همکاران انجام می شود و بقیه وقتشان صرف خواندن و نگارش می گردد . مدیران میانی برنامه ریزی های میان مدت می کنند و برای اظهار نظر مدیریت عالی برنامه های جامعتر و بلند مدت آمده می سازند . عملکرد مدیران رده های پایین را تحلیل کرده ، توانایی و آمادگی آنان را برای ارتقاء تعیین می کنند و به مدیران رده پایین درباره تولید ، پرسنل و سایر مسائل ، خدمات مشاوره ای عرضه می دارند .

مدیریت عملیاتی

این مدیران اغلب مجبورند برای نظارت در رفت و آمد باشند ، برای پرسنل خود ماموریت های کاری خاص تعیین می کنند ، باید برنامه عملیاتی ، تفصیلی و کوتاه مدت طرح ریزی کنند . مدیران اجرایی وقت کمی را صرف برنامه ریزی ، گزارش نویسی ، خواندن ، اظهار نظر و بازبینی می کنند . مدیران عملیاتی بیشتر وقتشان را با زیردستان ، مقداری از آن را با همکاران و اندک زمانی را با مافوق ها یا افراد خارج سازمان می گذرانند .

اصول مدیریت / رضائیان


 
نقش مدیری آدیزیس
ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: مباحث سازمان

آدیزیس برای اداره هر سازمان ، چهار نقش مدیری : تولیدی ، اجرایی ، ابداعی و ترکیبی را لازم می داند . هر کدام از این نقش های مدیری با یکی از چهار خرده سیستم یک سیستم اجتماعی به شرح زیر ارتباط دارد .

 تولیدی ---------- تکنسین عالی --------->  برخرده سیستم ((فناوارنه - اقتصادی))

اجرایی ---------- رئیس ---------> بر خرده نظام (( اداری - ساختاری))

ابداعی ---------- مبتکر ---------> بر خرده نظام (( اطلاعاتی - تصمیم گیری ))

ترکیبی ---------- ترکیب کننده ---------> بر خرده سیستم (( انسانی - اجتماعی ))

اینکه هر مدیری باید بتواند همه نقش ها را خود ایفا کند نظر درستی نیست ، فرایند مدیریت ، برای ایفای نقش های متضاد ولی در حقیقت مکمل هم ، به چندین نفر نیازمند است و تنها نقشی که هر مدیر از ایفای آن ناگزیر است ، نقشی ترکیبی است . اگر مدیری توان تولیدی ، اجرایی یا ابداعی نداشته باشد، می تواند از دیگران کمک بگیرد ؛ ولی خود باید توان ترکیبی داشته باشد تا سایر وظایف به طریق مثبتی انجام شود . اگر این نقش مدیری ایفا نگردد ، سوداگر ، بحران آفرین ، رئیس بیش از حد مقرراتی و آدم پرکار و تک رو خواهد شد .


 
نظریه نقش های مدیری مینتزبرگ
ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: مدیریت

مینتزبرگ با مطالعه منظم فعالیت های پنج مدیر اجرایی در سازمان های متفاوت ، بدین نتیجه رسیده است که برنامه ریزی ، سازماندهی ، هماهنگی و کنترل جزء وظایف مدیر نیست ؛ بلکه مدیر ، به فعالیت های گوناگونی می پردازد . به گمان وی در واقع نقش های ذیل را ایفا می کند :

الف ) نقشهای متقابل شخصی

1. رئیس تشریفات ( انجام وظایف اجتماعی و تشریفاتی به عنوان نماینده سازمان )

2. رهبر

3. رابط ( به ویژه در ارتباط با افراد خارج از سازمان )

ب) نقش اطلاعاتی

1. گیرنده ( اطلاعات مربوط به عملیات واحد را دریافت می کند )

2. نشر دهنده ( اطلاعات را به خارج از سازمان منتقل می کند )

ج) نقش های تصمیم گیری

1. سوداگری

2. آشوب زدایی

3. تخصیص منابع

4. مذاکره ( رسیدن به افراد در گروه های گوناگون )

نظریه مینتزبرگ کامل نیست ، زیرا وظایف مدیری آن قدر روشن است که نمی توان آنها را نادیده گرفت ، و از طرفی نقشهایی را که وی مطرح می سازد جلوه هایی از وظایف برنامه ریزی ، سازماندهی ، هدایت و کنترل است .


 
جنگلی از تئوری های مدیریت management theories jungle
ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: مدیریت

طبق نظر هارولد کنتز ‘ از آنجایی که نظریه پردازان هر یک را خود را رفته و دیگران را فراموش کرده اند ( جنگلی از تئوری های مدیریت management theories jungle )به وجود آمده است .                                                                                                                  اصول مدیریت / رضائیان

  

 

 


 
پوسدکورب POSDCORB
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: مدیریت

ارویک و گیولیک وظایف مدیریت را با به کارگیری واژه پسدکورب که مخفف کلمات زیر است جمع بندی کردند . ( برنامه ریزی ‘ سازماندهی ‘ کارگزینی ‘ هدایت کردن ‘ هماهنگی ‘ گزارش دهی ‘ بودجه بندی )


 
اصول چهارده گانه فایول
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: مدیریت

1. تقسیم کار : division of work - کاهش تعداد کارهایی که هر کس در محدوده معینی انجام می دهد ، یا تعداد مسئولیت هایی که یک مدیر دارد ، افزایش مهارت و بهبود عملکردش می گردد .

2. اختیار : authority - حق صدور دستور و به اجرا درآوردن آن را به کمک پاداش یا تنبیه ، اختیار می گویند . مسئولیت داشتن ، به پاسخگو بودن در برابر نتایج گفته می شود ؛ اختیار و مسئولیت باید با هم متناسب باشند .

3. انظباط : discipline - اطاعت و تعهد ناشی از توافقهای مدیر با کارکنان را انظباط می نامند ، خواه به صورت نوشته یا به صورت عرف و خط مشی های نانوشته . انظباط بیشتر حاصل توان رهبری مدیر است .

4. وحدت فرماندهی: unity of command - اختیار دستور دادن به کارمند باید مختص یک مدیر باشد ، کارمند باید بداند از چه کسی دستور می گیرد و در برابر چه کسی مسئول است .

5.وحدت مدیریت : unity of direction - برای اجرای برنامه واحد باید مدیر واحد وجود داشته باشد ، چنین مدیری باید تمام فعالیت هایی را که دارای هدف یگانه است با هم هماهنگی و رهبری کند .

6. وابستگی منافع فردی به منافع کلی : subordination of individual interests to general interests - در هر سازمان ، منافع یک عضو یا گروه نباید بالاتر از منافع و هدف های کلی قرار گیرد. مدیر موظف است با قرار دادن الگوهای خوب ، میان منافع فردی و سازمانی همبستگی ایجاد کند .

7. جبران خدمات کارکنان : remuneration - در ازای کار انجام شده ، باید به تمامی کسانی که به طور موثر برای رسیدن به هدف کوشیده اند پاداش منصفانه ای پرداخت شود . روش های متعددی برای پرداخت پاداش هست ، ولی مبلغ پرداختی باید تا حد امکان رضایت کارکنان و کارفرمایان را فراهم آورد . 

8. تمرکز : centeralization - سازمانها ، مانند سایر ارگانیزم های حیوانی یا اجتماعی ، به هماهنگی و هدایت از سوی یک سیستم مرکزی نیاز دارند ، ولی میزان مناسب تمرکز و عدم تمرکز در فعالیت های به شرایطی بستگی دارد . معمولا درجه ای از تمرکز مطلوب است که باعث به کار افتادن توانایی های کارکنان به بهترین وجه باشد .

9. سلسله مراتب : scalar chain - خط فرمان یا مسیر دستور ، بر حسب اهمیت از مقامات بالای سازمان شروع و به کارمندان جزء آن ختم می گردد . هر نوع ارتباط رسمی از طریق خط فرمان صورت می پذیرد و وحدت مدیریت را ممکن می سازد ، ولی گاهی خط فرمان بیش از حد طولانی است و موجب کندی ارتباطات و تصمیم گیری می شود .

10. نظم : order - برای گردش خوب کارها در سازمان ، دستورالعمل نظم برای افراد و تجهیزات چنین است ؛

الف . افراد : انتخاب صحیح و قرار دادن ایشان در جای مناسب خویش

ب. اشیاء : انتخاب صحیح تجهیزات و استفاده از آنها در جای مناسب .

11. عدالت : equity - چنانچه با کارکنان سازمان به انصاف و عدالت رفتار شود آنان نیز با جدیت در جهت کسب اهداف سازمانی تلاش خواهند کرد و نسبت به سازمان وفادار خواهند ماند .

12 . ثبات کارمند : stability of tenure of personnel - کارمند برای تطبیق خود با محیط و خواست های سازمان به زمان نیاز دارد و پس از تسلط بر کار به بهره دهی می رسد . اگر قبل از بهره دهی کامل جابه جا شود ، از یک طرف ، هزینه هایی که سازمان برای آموزش وی پرداخته است ، به هدر می رود و از طرف دیگر روحیه اش تضعیف می گردد .

13. ابتکار عمل : initiative - اگر برای انجام هر کاری برنامه ریزی شود و برنامه ها به طور موفقیت آمیزی به اجرا درآید ، می تواند بسیار مسرت بخش باشد . مدیر باید کارکنان را تشویق کند تا هر چه ممکن است فعالیت هایشان با برنامه باشد .

14. احساس یگانگی : esprit de corps - وحدت کارکنان موجب قدرت و استحکام سازمان می شود ، مدیر باید پیوسته بکوشد تا کارکنان به طور دسته جمعی ، هدفهای سازمان را تحقق بخشند. روحیه کار دسته جمعی ، با درک هدف های سازمان حاصل می شود . از این طریق کارکنان در می یابند که رسیدن به منافع شخصی از طریق خدمات سودمند دسته جمعی میسر است .

اصول مدیریت / رضائیان


 
نظریه های مکتب کلاسیک
ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: مدیریت

مکتب کلاسیک شامل سه نظر ذیل است .

1. نظریه مدیریت علمی   - scientific management theory

2. نظریه فرایندی مدیریت ( اصول گرایان )  - the process theory of management

3. نظریه بوروکراسی  - the theory bureauracy

- نظریه مدیریت علمی

اصول بنیادینی که تیلور در برخورد علمی با مدیریت نهفته می دید عبارتند از :

1. جایگزینی اصول علمی به جای محاسبات سرانگشتی 

2. کسب هماهنگی در فعالیت گروهی به جای تشتت در عمل

3. کار و تلاش برای به حداکثر رساندن بازده

4.جلب همکاری افراد به جای آشفتگی حاصل از فردگرایی

5. تلاش به منظور ارتقای سطح رشد تمام کارکنان برای ترقی روزافزون خود و سازمانشان .

- نظریه اصول گرایان ( وظیفه گرایان )

فایول ، کل سازمان را پیکره واحدی می دید که فعالیت های آن به شش دسته تقسیم می شد :

1. فنی ( تولیدی )،

2. بازرگانی ( خرید و فروش و مبادله )

3. مالی (تعیین منابع مالی و مصرف بهینه )

4. ایمنی ( حفاظت از اموال و افراد )

5. حسابداری ( تعیین وضع موجود مالی )

6. وظایف مدیریتی ( برنامه ریزی ، سازماندهی ، فرماندهی ، هماهنگی و کنترل )

- نظریه بوروکراسی

توجه ماکس وبر به این مساله اساسی تر معطوف بود که چگونه می توان سازمان ها را ساختار مناسبی داد . سهم عمده وبر در شکل گیری مدیریت ، ارائه فهرست ویِژگی های مدیریت بوروکراتیک است .

اصول مدیریت/ رضائیان


 
انگیزاسیون scholastic
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: مدیریت

یه آن دسته از علومی اطلاق می شود که در کلیساهای قرون وسطا تدریس می شد و کسی از دانش پ}وهان حق اعتراض بر آنها را نداشته و صاحبان نظریات جدید به شدیدترین وجه مجازات می شدند . داستان محاکمه گالیله نمونه بارز مورد مذکور است .

اصول مدیریت / رضائیان