اصول مدیریت - Principles of Management
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: کارشناسان سیستم

اصول مدیریت   - Principles of Management

 

برای دانستن اصول مدیریت باید سیر توسعه و مکاتب مدیریت را بدانیم.

سیر توسعه و مکاتب مدیریت:

  1. کلاسیک ها – 1880.1920 – ساختارگرایان – اصول گرایان
  2. نئوکلاسیک ها – 1920 – 1945 – انسانگرایان
  3. سیستمی ها 1941 – 1960 – کل گرایان
  4. اقتضائیون 1960 به بعد – محیط و موقعیت گرایان

 

کلاسیک ها – 1880.1920 – ساختارگرایان – اصول گرایان 

 

تعریف مدیریت:

مدیریت عبارت است از بکارگیری یک سلسله اصول مشخص برای هدایت و اداره یک سازمان

اصول مشخص و معین مدیریت عبارتند از :

  1. برنامه ریزی
  2. سازماندهی
  3. نظارت، کنترل و رهبری

تذکر : رابطه بین دوره های مدیریت یک رابطه مکملی است مثلاً نئوکلاسیک ها، کلاسیک ها را رد نکرده اند بلکه در عقاید آنها تجدید نظر کرده اند.

تعریف مدیریت از دید انسانگرایان:

مدیریت عبارت است از کار با افراد و توسط افراد برای نائل شدن به هدف سازمانی

چه تفاوتی بین نگرش کلاسیک ها و نئوکلاسیک ها وجود دارد؟

از نظر کلاسیک ها، ماشین آلات، تجهیزات، انسان، ارزششان برابر بود ولی نئوکلاسیک ها می گفتند انسان ارزش بالاتری دارد.

تعریف مدیریت از دید سیستمی ها:

سیستمی ها ( کل گرایان ) ایده شان این بود که در مدیریت هیچگاه کل را فراموش نکنید آنها به مدیر به عنوان مغز سازمان نگاه می کردند و می گفتند اگر مدیر نباشد کل سازمان بهم می ریزد. به نظر این گروه مدیریت عبارت است از هماهنگ نمودن تلاش های فردی، گروهی و سایر عناصر سازمان برای رسیدن به اهداف مورد نظر.

نکته: سازمان تجهیزات، عناصر، عواملی دارد که مدیریت باید به گونه ای آن را هماهنگ کند که سازمان به هدفش برسد( مانند اعضای بدن انسان )

تعریف مدیریت از دید اقتضائیون:

مدیریت عبارت است از هدایت و رهبری سازمان، منتها سازمانی با مقتضیات زیر:

  1. موجودی اجتماعی است ( زنده است )
  2. هدفمند است
  3. تعمداً و از روی قصد و نیت ایجاد شده
  4. دارای مرزهای مشخص است.

نظریه پردازان مکتب کلاسیک

  1. بوروکراسی وبر
  2. اصول مدیریت فایول
  3. مدیریت علمی تیلور
  4. اصول مدیریت گیولیک

بوروکراسی وبر

 

چرا وبر تئوری بوروکراسی را مطرح کرد؛

وبر جامعه شناسی بود که آلمان ، فرانسه و انگلیس را با هم مقایسه کرد. وی دریافت که آلمان در مقایسه با این دو کشور عقب است در بررسی هایی که کرد متوجه شد چون نظام اداری آلمان از دو کشور عقب تر است باعث عقب ماندگی آن شده است. به همین دلیل مدلی به نام مدل بوروکراسی وبر را برای بهتر کردن نظام اداری آلمان دادو گفت مدل من نوع ایده ال و آرمانی است و ممکن است در جهان واقع وجود نداشته باشد .

مختصات نظام اداری بوروکراسی وبر:

  1. تاکید بر رعایت شدید قوانین و مقررات
  2. تقسیم کار
  3. رعایت سلسه مراتب اداری
  4. تاکید بر روابط غیر شخصی در سازمان
  5. وجود نظام ثبت و ضبط – هیچ چیز به صورت شفاهی قابل قبول نیست باید مکتوب باشد
  6. رسمیت گرایی در سازمان – هر چیزی در سازمان باید از یک کانال و مجاری عبور کند
  7. شایسته سالاری – اریستو کراسی – انتصاب در یک سازمان بر مبنای شایسته سالاری باشد

انتقادات بر نظریه وبر:

تاکید زیاد بر جنبه های شکلی کار باعث شده بود که امروزه بوروکرات ها رعایت قوانین و مقررات را به جای وسیله بودن، هدف تلقی نمایند.

اصول مدیریت فایول:fayol scientific management

فایول مدیریت سازمان ها و اداره امور را به 6 دسته تقسیم کرد:

  1. فعالیت های فنی و تولیدی – کالا و خدمات تولید شود
  2. فعالیت های بازرگانی
  3. فعالیت های مالی – منابع مورد نیاز سازمان را تامین می کند
  4. فعالیت ایمنی – امنیت سیستم، کارکنان و تجهیزات و غیره
  5. فعالیت های حسابداری – نگه داری منابع
  6. فعالیت های مدیریتی – برنامه ریزی، سازماندهی، کنترل، بکارگیری نیروی انسانی، رهبری

اگر مدیری بخواهد فعالیت های 6 گانه را رعایت کند باید اصول 14 گانه فایول را اجرا کند.

  1. تقسیم کار - Division of labor
  2. اختیار – Authority - حق صدور دستور
  3. نظم – order - هرچیز سرجای خودش باشد
  4. انظباط – discipline – یعنی وجود الگوهای مشخص در سازمان – انظبات ما حصل نظم است.
  5. وحدت رویه – unity of direction – وحدت برنامه – اگر مدیری عوض شد برنامه مدیر قبلی از بین نرود به عبارتی به جای فردسالاری، برنامه سالاری باشد.
  6. وحدت فرماندهی – unity of command – هر نفر از یک مدیر یا واحدسازمانی دستور بگیرد. اگر در یک سازمان وحدت فرماندهی رعایت نشود پدیده سرپرستی چندجانبه صورت خواهد گرفت.
  7. وابستگی منافع فردی به منافع جمعی – مدیران منافع فرد را وابسته به منافع جمعی و منافع جمع را با منافع سازمان  در نظر بگیرند.
  8. جبران خدمات – compensation – حقوق دستمزد
  9. وجود سلسله مراتب سازمانی – Hierarchy -  روابط گزارش دهی و گزارش گیری مشخص باشد. یعنی چه واحدی به چه واحدی گزارش بدهد و چه واحدی از چه واحدی گزارش بگیرد
  10. برابری یا عدالت – افراد اگر در سازمان احساس تبعیض کنند انگیزه آنها کم می شود.
  11. ثبات – روش ها و رویه های انجام کار در کوتاه مدت در سازمان دچار تغییر و تحول زود هنگام نشود
  12. اصل تقویت روحیه و همکاری دسته جمعی
  13. اصل ابتکار و نوآوری و خلاقیت در سازمان
  14. وجود قدرت - power – در سازمان

کلاسیک ها مبنای قدرت را به 3 دسته تقسیم می کنند:

  1. قدرت سنتی – قدرت و آزادی عملی که نسل به نسل از گذشتگان به فرد می رسد
  2. قدرت قانونی – مبانی قانون و مقررات این قدرت را می دهد.
  3. قدرت جاذبه فردی – الزاماً در سلسله مراتب سازمان اتفاق نمی افتد

نکته : اصول گرایان روی قدرت قانونی تاکید می کردند.

نظریه تیلور: Taylor's scientific management

وی که پدر مدیریت علمی است عقیده دارد برای اینکه یک سیستم را اداره کنیم باید اصولی را رعایت نمائیم

  1. تقسیم کار به شیوه علمی
  2. انتخاب مناسب ترین روش برای انجام هرکار
  3. حداکثر نمودن کارایی – efficiency  - باید نسبت ستاده به داده حداکثر مقدار باشد.
  4. تجزیه و تحلیل علمی مسائل در سازمان
  5. وجود نظام پرداخت علمی در سازمان
  6. انتخاب علمی پرسنل
  7. ایجاد هماهنگی

انتقاد به این نظریه این است که نقش انسان به عنوان عنصر فعال و اساسی نادیده گرفته شده است.

اصول مدیریت گیولیک:POSDCORB | Functions of Management Gulick

 

برای اینکه مدیر خوبی باشید باید کپسول   posdcorb  را اجراء کنید.

برنامه ریزی

Planning

سازماندهی

Organizing

کارگزینی

Staffing

هدایت، کنترل و نظارت

Directing

هماهنگی

 (تلاش فردی در غالب اجتماعی)

Coordinating

نظام گزارش دهی و گزارش گیری

Reporting

بودجه بندی و تخصیص منابع

budjiting