تعاریف دیگری از سیستم - Define system
ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: تجزیه و تحلیل سیستم ها ، کارشناسان سیستم
  •  برای دوسوسور، که یکی از بزرگان و پیشگامان علم زبان شناسی است، سیستم عبارت است از " کل سازمان یافته ای مرکب از عناصری متعدد که آنها را تنها در ارتباط با یکدیگر و بر حسب مکانی که در این کل دارند می توان تعریف کرد".
  • برای فون برتالانفی سیستم عبارت است از " مجموعه واحدهایی که بین خود دارای ارتباط متقابل هستند" .
  • برای ژ.لوزورن سیستم عبارت است از " مجموعه عناصری که با مجموعه ای از روابط به هم مرتبط هستند".

سه تعریف فوق که بسیار به هم شبیه اند تاکید بر دو مفهوم روابط فی مابین و کلیت دارند.

تعاریف ذیل نیز هر کدام به یکی از مفاهیم تکمیلی متکی هستند.

  • تعریف دو روسنه : مجموعه ای از عناصر در تعادل پویا که بر حسب هدفی سازمان یافته اند.
  • تعریف ژ. لادریر: موضوعی پیچیده که از عناصر مشخص تشکیل شده است، عناصری که توسط تعئائی روابط به همدیگر مرتبطند.
  • تعریف ا. مورن : واحدی کلی که از روابط فیمابین موجود بین عناصر، کنش ها، یا اشخاص سازمان یافته است.

 

نظریه سیستم ها / دانیل دوران / دکتر محمد یمنی