تعریف مدیریت
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: مدیریت
مدیریت، فرآیند به کار گیری موثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامه ریزی ؛ 
سازماندهی؛ بسیج منابع و امکانات ؛ هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف
سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول ؛ صورت گیرد . 
( اصول مدیریت/ دکتر علی رضائیان/صفحه7)

استونر معتقد است : مدیریت فرآیندی ( فرایند یعنی شیوه ای منظم یا سیستماتیک برای
 انجام امور است از برنامه ریزی، سازماندهی، رهبری و کنترل تلاش های اعضای سازمان،
و مورد استفاده قرار دادن سایر منابع سازمانی برای رسیدن به هدهای مشخص و یا اعلام
شده سازمان .

مدیریت علم و هنر بکارگیری معقول منابع سه گانه انسانی، مالی و مادی و فیزیکی است
با رعایت دو اصل مهم کارآیی و اثربخشی و در راستای تحقق اهداف از قبل تعیین گردیده و در
چهارچوب ارزش های غالب و پذیرفته شده .

مدیریت عبارتست از طبیعت و ماهیت فلسفه اداره امور آن گروه انسانی .

هنری فایول معتقد است : مدیریت یعنی پیش بینی فعالیت ها برای نیل به هدف های
سازمانی در آینده .

چستربارنارد معتقد است : مدیریت عبارتست از همکاری دو یا چند نفر انسان برای نیل به
هدف معین و مشخص و سیستم همکاری سیستمی است که از هماهنگی فیزیکی،
مکانیکی  و دینامیکی و بیولوژیکی تمام افراد و اجزاء سازمانی به وجود می آید .

آلفرد چندلر معتقد است : مدیریت به طوری که به صورت معمول در اذهان عموم متداول
گشته، عبارتست از اداره امور یک سازمان، مدیریت ممکن است شامل اداره امور تجهیزات و
یا تسهیلات سازمانی باشد، و یا اینکه شامل اداره امور مربوط یکسانی که عهده دار تجهیزات
 و تسهیلات سازمانی هستند، باشد. یا بطور کلی ممکن است شامل اداره امور هر دو مورد
فوق باشد. ولی بهرحال مدیریت چه برای تجهیزات و تسهیلات چه برای مجریان یک سازمان،
و چه برای اداره امور اعضاء یک سازمان همگی بایستی دارای منظور و مقصود می باشند که
 این منظور و مقصود را همان هدف سازمان گویند.

مدیریت، فرآیند به کارگیری موثر و کارآمد منابع انسانی و مادی در برنامه ریزی، سازماندهی،
بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و براساس
نظام ارزشی مورد قبول صورت می گیرد .

مری پارکرفالت معتقد است مدیریت را هنر انجام امور به وسیله دیگران توصیف کرده و بر نقش
دیگران و قبول هدف از سوی آنان تاکید ورزیده است .

آرتانن بوم معتقد است مدیریت یعنی کنترل عناصر مسئول زیر دست، به طوری که تلاش آنان
در تحقیق اهداف دستگاه تشکیلات هماهنگ شود .

جی دبلیو فورستر معتقد است مدیریت در حقیقت عبارت است از اتخاذ تصمیم برای پیشبرد
امور، بنابراین مدیریت یعنی اخذ اطلاعات و تنظیم آنها به منظور انجام دادن اعمال لازم سازمانی .

آی فیلیپر معتقد است مدیریت عبارت است از کنترل عملیات سازمان، بهطوری که بتوان در جهت
تحقق اهداف سازمان به طور موثر و با صرفه جویی کافی گام برداشت .

جی. اچ . دانلی معتقد است مدیریت عبارت است از به وجود آوردن یک محیط موثر برای افرادی که
 در گروه های رسمی سازمان تلاش می کنند تا آنها بتوانند در جهت تحقق هدف های سازمانی
تلاش کنند .

اودانل معتقد است مدیریت عبارت است از به وجود آوردن یک محیط موثر برای افرادی که در گروه های
 رسمی سازمان تلاش می کنند تا آنان بتوانند در جهت تحقق هدف های سازمانی تلاش کنند .

چ رونزویک معتقد است مدیریت در واقع عبارت است از هماهنگی منابع انسانی و مادی، در جهت تحقق
 و تکمیل هدف های سازمان .

کریتز معتقد است مدیریت عبارت است از فرآیندی برای حل مسائل مربوط به تامین هدف های سازمانی
به نحو مطلوب از طریق استفاده موثر و کارآمد از منابع کمیاب در یک محیط در حال تغییر .

(مبانی سازمان و مدیریت / محمد رضا دلوی، مهدی جمشیدی، رحیم پور حکیم، ص 21)