اصول چهارده گانه فایول
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: مدیریت

1. تقسیم کار : division of work - کاهش تعداد کارهایی که هر کس در محدوده معینی انجام می دهد ، یا تعداد مسئولیت هایی که یک مدیر دارد ، افزایش مهارت و بهبود عملکردش می گردد .

2. اختیار : authority - حق صدور دستور و به اجرا درآوردن آن را به کمک پاداش یا تنبیه ، اختیار می گویند . مسئولیت داشتن ، به پاسخگو بودن در برابر نتایج گفته می شود ؛ اختیار و مسئولیت باید با هم متناسب باشند .

3. انظباط : discipline - اطاعت و تعهد ناشی از توافقهای مدیر با کارکنان را انظباط می نامند ، خواه به صورت نوشته یا به صورت عرف و خط مشی های نانوشته . انظباط بیشتر حاصل توان رهبری مدیر است .

4. وحدت فرماندهی: unity of command - اختیار دستور دادن به کارمند باید مختص یک مدیر باشد ، کارمند باید بداند از چه کسی دستور می گیرد و در برابر چه کسی مسئول است .

5.وحدت مدیریت : unity of direction - برای اجرای برنامه واحد باید مدیر واحد وجود داشته باشد ، چنین مدیری باید تمام فعالیت هایی را که دارای هدف یگانه است با هم هماهنگی و رهبری کند .

6. وابستگی منافع فردی به منافع کلی : subordination of individual interests to general interests - در هر سازمان ، منافع یک عضو یا گروه نباید بالاتر از منافع و هدف های کلی قرار گیرد. مدیر موظف است با قرار دادن الگوهای خوب ، میان منافع فردی و سازمانی همبستگی ایجاد کند .

7. جبران خدمات کارکنان : remuneration - در ازای کار انجام شده ، باید به تمامی کسانی که به طور موثر برای رسیدن به هدف کوشیده اند پاداش منصفانه ای پرداخت شود . روش های متعددی برای پرداخت پاداش هست ، ولی مبلغ پرداختی باید تا حد امکان رضایت کارکنان و کارفرمایان را فراهم آورد . 

8. تمرکز : centeralization - سازمانها ، مانند سایر ارگانیزم های حیوانی یا اجتماعی ، به هماهنگی و هدایت از سوی یک سیستم مرکزی نیاز دارند ، ولی میزان مناسب تمرکز و عدم تمرکز در فعالیت های به شرایطی بستگی دارد . معمولا درجه ای از تمرکز مطلوب است که باعث به کار افتادن توانایی های کارکنان به بهترین وجه باشد .

9. سلسله مراتب : scalar chain - خط فرمان یا مسیر دستور ، بر حسب اهمیت از مقامات بالای سازمان شروع و به کارمندان جزء آن ختم می گردد . هر نوع ارتباط رسمی از طریق خط فرمان صورت می پذیرد و وحدت مدیریت را ممکن می سازد ، ولی گاهی خط فرمان بیش از حد طولانی است و موجب کندی ارتباطات و تصمیم گیری می شود .

10. نظم : order - برای گردش خوب کارها در سازمان ، دستورالعمل نظم برای افراد و تجهیزات چنین است ؛

الف . افراد : انتخاب صحیح و قرار دادن ایشان در جای مناسب خویش

ب. اشیاء : انتخاب صحیح تجهیزات و استفاده از آنها در جای مناسب .

11. عدالت : equity - چنانچه با کارکنان سازمان به انصاف و عدالت رفتار شود آنان نیز با جدیت در جهت کسب اهداف سازمانی تلاش خواهند کرد و نسبت به سازمان وفادار خواهند ماند .

12 . ثبات کارمند : stability of tenure of personnel - کارمند برای تطبیق خود با محیط و خواست های سازمان به زمان نیاز دارد و پس از تسلط بر کار به بهره دهی می رسد . اگر قبل از بهره دهی کامل جابه جا شود ، از یک طرف ، هزینه هایی که سازمان برای آموزش وی پرداخته است ، به هدر می رود و از طرف دیگر روحیه اش تضعیف می گردد .

13. ابتکار عمل : initiative - اگر برای انجام هر کاری برنامه ریزی شود و برنامه ها به طور موفقیت آمیزی به اجرا درآید ، می تواند بسیار مسرت بخش باشد . مدیر باید کارکنان را تشویق کند تا هر چه ممکن است فعالیت هایشان با برنامه باشد .

14. احساس یگانگی : esprit de corps - وحدت کارکنان موجب قدرت و استحکام سازمان می شود ، مدیر باید پیوسته بکوشد تا کارکنان به طور دسته جمعی ، هدفهای سازمان را تحقق بخشند. روحیه کار دسته جمعی ، با درک هدف های سازمان حاصل می شود . از این طریق کارکنان در می یابند که رسیدن به منافع شخصی از طریق خدمات سودمند دسته جمعی میسر است .

اصول مدیریت / رضائیان