گشتالت و گشتالتی
ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: تجزیه و تحلیل سیستم ها

گشتالت و گشتالتی ( Gestalt and Gestalten)

 

 

 

 

 

 گشتالت واژه آلمانی است که در انگلیسی معادل مشخصی ندارد . بهترین معادل آن کلمه ای ما بین الگو و شکل است . نهضت گشتالت در اوایل قرن بیستم آغاز شد . روانشناسی گشتالت در سال 1912 با مقاله ای از ورتیمر ، در مورد خطای باصره مطرح گردید . ورتیمر می گفت : چنانچه تصاویر را به دنبال هم نمایش دهند برای بیننده این تصور پیش می آید که تصاویر حرکت می کنند و این امر پدیده ای جدید است .نکته اصلی روانشناسی گشتالت آن بود که کل چیزی بیش از جمع اجزاء است . در این مثال آنچه مردم مشاهده می کنند مجموعه یا توالی تصویرها نیست ، بلکه پدیده کل است که اگر چه هر یک از تصویرها بخشی از آن کل محسوب می شود، به تنهایی نمایانگر کل نیست . تئوری گشتالت تئوری ای کل نگر بود که مظاهر کل یا ویژگی های پدیدار شونده آن را نیز در بر می گرفت. کهلر یکی از پیروان مکتب گشتالت- معتقد بود که بسیاری از سیستم های فیزیکی برای رسیدن به حالت تعادل مسیری تکاملی را طی می کنند. وی این گونه سیستم ها را گشتالتی می خواند؛ برای مثال حباب های صابون مسیر تکاملی خود را در راستای تبدیل شدن به شکل کروی طی می نمایند، زیرا این شکل حداقل انرژی را طلب می کند . مغز انسان را نیز می توان به عنوان مصداق دیگری از گشتالت ملحوظ داشت .

کاربرد اندیشه سیستمی/ رشید اصلانی