مدل های خط مشی گذاری
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: خط مشی

مدل ها برداشت هایی انتزاعی از دنیای واقعیات هستند . مدل، بازسازی و تلخیصی از واقعیت است که با در برداشتن ویژگی های اصلی آن، شناخت ما از واقغیت مورد نظر را تسهیل می کند. در تعریفی دیگر مدل یک چارچوب مفهومی ایستا یا پویا قلمداد شده که می تواند ما را در تشریح، پیش بینی، تجویز و بازسازی واقعیت یاری دهد.

ویژگی های مدل در تعریف یکی از علمای خط مشی گذاری :

  1. مدل باید ساده و خلاصه بوده و قدرت نظم دهندگی داشته باشد
  2. مدل باید گویای جنبه های اصلی و مهم پدیده مورد نظر باشد
  3. مدل باید با واقعیت ها هماهنگی و تطابق داشته باشد
  4. مدل باید اثربخش و مفید باشد و در کاربردها، اهل حرفه را یاری دهد
  5. مدل باید به تسهیل امر تحقیقات و بررسی ها کمک کند
  6. مدل باید در تبین و تشریح پدیده ها کارساز و موثر باشد

در عرصه علمی، مدل های مختلفی مورد استفاده قرار می گیرد، از قبیل مدل های ریاضی، مدل های ترسیمی، مدل های چندبعدی. اما در حوزه خط مشی گذاری عمومی، مدل های مفهومی کاربرد بیشتری دارند. برخی از فواید کاربرد این مدل ها عبارتند از :

  1. اندیشه های ما را در مورد خط مشی را شناسایی می کنند
  2. جنبه های مهم مشکلات خط مشی را شناسایی می کنند
  3. با تاکید بر ویژگی های اصلی مسائل و مشکلات، مارا قادر به ایجاد ارتباط با یکدیگر می سازند
  4. با تشخیص مسائل مهم از غیر مهم، ضمن ایجاد درک بهتر از خط مشی عمومی، به ما این توانایی را می دهند که تلاش های خود را در جهت روشن هدایت کنیم
  5. شرایطی فراهم می کنند تا بتوانیم برای خط مشی عمومی و پیش بینی پیامدهای آن پیشنهادهایی را ارائه دهیم

برخی از مدل های قابل استفاده در فرایند خط مشی گذاری به شرح ذیل مطرح می شوند.

  1. مدل نهادی : خط مشی به مثابه یک بازده نهادی

از لحاظ قانونی خط مشی عمومی به وسیله قوای سه گانه و سازمان های محلی و شهرداری ها تعیین، اجرا و اعمال می شود .

رابطه خیلی نزدیکی بین خط مشی عمومی و نهادهای دولتی وجود دارد. دقیقاً به یک خط مشی، زمانی عمومی گفته می شود که به وسیله چندین موسسه دولتی پذیرفته شده، اجرا و اعمال شود. اتخاذ خط مشی به وسیله نهادهای دولتی دارای چند ویژگی است. قبل از هر چیز دولت به خط مشی ها مشروعیت می بخشد. به درستی، این توانایی دولت موجب می گردد تا خط مشی ها ضمانت اجرا بیابند و شهروندان به آنها گردن نهند. ویژگی دیگر، گستردگی و فراگیری خط مشی های عمومی است که از سوی دولت برای اجرا در سطح جامع ابلاغ و اعمال می شود. دولت با در دست داشتن قدرت اجرائی، خط مشی های متخذه را در سطح جامعه در مورد همگان به اجرا در آورد؛ در حالی که این توانایی در دیگر موسسات جامعه وجود ندارد.

مدل فرایندی : خط مشی گذاری به مثابه فعالیتی سیاسی .2

تحلیل رفتارها و فرایندهای سیاسی، در طی چندین دهه، مسئله اصلی علوم سیاسی بوده است. علوم " سیاسی – رفتاری " نوین، بعد ار جنگ جهانی دوم به بررسی فعالیت های انتخاب کنندگان، گروه های ذی نفع، قانونگذاران، روسای جمهور، دیوانسالاران، قضات و دیگر فعالان عرصه سیاست پرداخته است یکی از اهداف اصلی این بررسی، مشخص کردن الگوهای قابل شناسایی" فعالیت ها یا فرایندهای سیاسی " بوده است. بعضی از دانشمندان علوم سیاسی اخیراً سعی داشته اند که این گونه فعالیت ها را بر اساس ارتباط آنها با خط مشی های عمومی، طبقه بندی کنند. نتیجه این اقدام به طور کلی تدوین مجکوعه ای از مراحل خط مشی گذاری است که در جدول زیر به آنها اشاره شده است .

اعلام نیازها برای اقدام دولت

تنظیم برنامه کار برای بحث عمومی

توسعه و بسط پیشنهادهای برنامه حل مشکل

شناسایی مشکلات تدوین خط مشی های پیشنهادی

انتخاب یک پیشنهاد

جلب پشتیبانی سیاسی برای خط مشی

قانونی کردن (مشروعیت بخشیدن) خط مشی ها

اجرای آن به صورت یک قانون سازماندهی دیوانسالاری ها تامین منابع مالی یا ارائه خدمات وضع مالیاتی

اجرا خط مشی ها

بررسی برنامه ها

گزارش" بازده" نتایج برنامه های دولت

ارزیابی خط مشی ها

ارزیابی تاثیر برنامه ها بر گروه های مورد نظر در جامعه و سایر گروه ها

پیشنهاد تغییرات و اصلاحات

 

 

مدل گروهی : خط مشی به مثابه حاصل تعادل و تعامل بین گروه ها .3

نظریه خط مشی گذاری بر این فرض مبتنی است که تعامل بین گروه ها، عامل اصلی تعیین خط مشی است. " افرادی که به طور رسمی و یا غیر رسمی تشکیل می یابند، خواستار برآورده شدن نیازهای خود از طریق دولت هستند. یکی از صاحب نظران معتقد است که هر گروه ذی نفع ضمن بروز رفتار مشترکی با دیگر گروه های موجود در جامعه، خواسته خود را مطرح می کند؛ زمانی که چنین گروهی از یک نهاد دولتی درخواست می کند تا کاری را انجام دهد یا نیازی رابرایش برآورده سازد، به یک گروه سیاسی تبدیل می شود . به باور صاحب نظران خط مشی گذاری گروهی، خط مشی عمومی همیشه حاصل تعادل و توازن مبارزات گروهی است .

به نظر ارل لاتم؛ خط مشی عمومی را از دیدگاه خط مشی گذاری گروهی به صورت زیر تعریف می کند:

در جریان مبارزه گروه ها، هنگامی که بر سر جایگاه نقطه تعادل، توافق شود خط مشی بر اساس آن تنظیم خواهد شد، بنابراین خط مشی نشان دهنده تعادل است که گروه های متخاصم دائما برای دستیابی به آن سعی دارند. قانونگذار، داور این مبارزه گروهی است و با داوری خود، تلاش های موفقیت آمیز گروه های پیروز را تایید می کند و شرایط تسلیم شوندگان و مصلحت جویان را ثبت می نماید و آن را از طریق قوانین موضوعه ، اغلام می دارد. مراتب نفوذ گروه ها، به تاثیر عواملی چون توانائی های اعضاء، امکانات مالی، قدرت سازماندهی و رهبری، میزان دسترسی به تصمیم گیرندگان و هماهنگی قبلی با آنها، بستگی دارد .

 

مدل عقلائی : خط مشی به مثابه : حداکثر دستاورد اجتماعی "

خط مشی عقلایی شیوه ای است که نتیجه آن کسب حداکثر دستاورد اجتماعی باشد؛ بنابراین دولت ها باید خط مشی هایی را انتخاب کنند که نسبت منافع اجتماعی آن برای جامعه، در مقایسه با هزینه های اجرای آن، به بالاترین حد برسد؛ در واقع مسئولان باید از پذیرش خط مشی هایی که هزینه اجرای آنها از منافع آنها بیشتر است، خودداری کنند.

برای انتخاب یک خط مشی عقلایی، خط مشی گذاران باید:

  1. بر همه اولویت های ارزشی جامعه و اهمیت آنها واقف باشند
  2. با همه گزینه های موجود خط مشی آشنا باشند
  3. همه پیامدهای ممکن را برای هر گزینه خط مشی پیش بینی کنند
  4. نسبت منفعت به هزینه را برای همه گزینه ها محاسبه کنند
  5. کاراترین گزینه را به عنوان خط مشی مطلوب انتخاب کنند