تئوری X وY
ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: مباحث سازمان

 

 

 

 

داگلاس مک گریگور دو نظر کاملا متمایز از هم در مورد انسان به میان آورد : یکی اساساً منفی و دیگری مثبت که آن را نظریه X خواند و دیگری را اY . وی پس از در نظر گرفتن مدیران با کارمندان خویش. به این نتیجه رسید که نظر مدیر در خصوص ماهیت موجودات انسانی به گروهی از مفروضات معین بستگی داشته و هر مدیری سعی دارد که رفتار خود را نسبت به زیردستانش بر اساس این مفروضات قالب ریزی کند.

بر اساس تئوری X، مفروضات چهرگانه مدیران از این قرار است:

  1. کار برای کارمندان ذاتاض ناخوشایند است و می کوشند که در صورت امکان از آن دوری گزینند.
  2. از آن جا که کارمندان به کار علاقه ای ندارند، بنابراین باید بر آن ها فشار آورد، زیر نظرشان گرفت و تهدیدشان کرد تا هدف های مطلوب گردد
  3. کارمندان از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرده و تا آن جا که امکان داشته باشد در پی راه بری رسمی هستند
  4. بسیاری از کارگران ایمنی را در راس همه عوامل مربوط به کار به حساب می آورند و بلند پروازی چندانی از خود نشان نمی دهند.

مفروضات 4 گانه تئوریY

  1. کارمند می توانند کار را همانند بازی، امری طبیعی تلقی کنند
  2. اگر شخصی متعارف می توانند قبول مسئولیت کنند و حتی به دنبال آن هم بروند
  3. افراد متعارف می توانند قبول مسئولیت کنند و حتی به دنبال آن هم بروند
  4. خلاقیت – یعنی توانایی تصمیم گیری شایسته – که به همه مردم تعلق دارد، لزوما به محدود خاص کسانی که وظایف مدیریت را بر عهده دارند اختصاص نیافته است.