برنامه ریزی جامع ( استراتژیک) یا دراز مدت - strategy planning
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: برنامه و بودجه

فرایندی است که ضمن آن اهداف و خطوط کلی فعالیت ها و ماموریت های سازمان در درازمدت تعیین می شود . تشخیص اولویت ها و تعیین اقدامات اصلی و کلیدی که برای نیل به اهداف سازمان ضروری است نیز در برنامه ریزی جامع انجام می گیرد.

توافق مشترک در خصوص، خصوصیات برنامه ریزی جامع

  1. برنامه ریزی جامع، انعکاسی از ارزش ها حاکم بر جامعه است، جهان بینی ها، اعتقادات و سنت های جامعه در برنامه ریزی جامع منعکس می شود
  2. برنامه ریزی جامع معطوف به سولات اصلی وسائل اساسی سازمان است، سوالاتی از این قبیل که برنامه ریزی امروز سازمان چیست و برنامه های آتی چه باید باشد . امروز کجا هستیم و جهتگیری های آینده چیستند، منابع سازمان در آینده چه وضعیتی دارند و باید مصروف چه اهدافی گردند. در برنامه ریزی جامع مطرح می شوند
  3. برنامه ریزی جامع چهارچوبی برای برنامه ریزی و تصمیم گیری عملیاتی و تصمیمگیری های مدیریت فراهم می آورد به عبارت دیگر برنامه ریزی جامعه راهنمای تصمیمگیری مدیران در سازمان هاست
  4. برنامه ریزی جامع دارای دید درازمدت است و افق های دورتری را در سازمان مطرح می سازد. برنامه ریزی در این نوع برنامه ریزی به آینده های دور می اندیشد و می کوشد تا موقعیت سازمان را در بلند مدت ترسیم نماید
  5. برنامه ریزی جامع، عملیات و اقدانات سازمان را در دوره های زمانی بالنسبه طولانی هماهنگ نموده به آنها پیوستگی و انسجام می بخشد
  6. برنامه ریزی جامع در سطوح عالی سازمان شکل می گیرد، چون اطلاعات در این سطح متمرکز است
  7. برنامه ریزی جامع، فراگیر بوده و برنامه های عملیاتی سازمان را در بر می گیردو به آنها جهت می بخشد

وجوه افتراق، برنامه ریزی جامع و برنامه ریزی عملیاتی

  1. اصولاً برنامه ریزی عملیاتی در سطوح میانی و پایین سازمان انجام می گیرد، در حالی که برنامه ریزی جامع در سطوح عالی شکل می گیرد
  2. تاکید برنامه ریزی عملیاتی بر کارایی و بازدهی است. در حالی که برنامه ریزی جامع یا استریک به اثربخشی نظر دارند
  3. در برنامه ریزی عملیاتی بیشتر بر منافع فعلی سازمان تاکید می شود، در برنامه ریزی جامع توجه به منافع آتی است. به عبارت دیگر، دید برنامه ریزی عملیاتی کوتاه مدت و دید برنامه ریزی جامع بلندت مدت است. در برنامه ریزی عملیاتی منابع و امکانات موجود سازمان در نظر گرفته می شود، در حالی که در برنامه ریزی جامع به منابع و امکانات آینده سازمان چشم می دوزیم
  4. در برنامه ریزی عملیاتی، ساختار سازمانی و شرایط محیطی با ثباتی نسبی در نظر گرفته می شود؛ در برنامه ریزی جامع ساختار سازمانی منعطف و متناسب و همراه با تغییرات در طول زمان است
  5. در برنامه ریزی عملیاتی روش های کار غالباً تجربه شده و متکی به دستاوردهای گذشته است، در حالی که در برنامه ریزی جامع روش های نو و تجربه نشده نیز پا به عرصه می نهند
  6. برنامه ریزی عملیاتی در مقایسه با برنامه ریزی جامع مخاطره کمتری را در بر دارد

 

اهمیت و ضرورت برنامه ریزی جامع در سازمان

به کمک این برنامه ریزی، مدیریت قادر می شود جهت گیری های خود را در آینده معین ساخته و سازمان را در مقابل تغییرات و تحولات فردا مجهز سازد. برنامه ریزی جامع به مدیر کمک می کند تا تصویر روشنی از سازمان و هدفهای آن به دست دهد و فعالیت های سازمان را در لوای استراتژی واحدی هماهنگ سازد. این برنامه ریزی برای محیطی که با تغییرات و تحولات استثنایی همراه است کاربرد دارد چرا که برنامه ریزی استراتژیک نسبت به برنامه ریزی عملیاتی از انعطاف بالایی برخوردار است.

توجه : در اثربخشی منظور آن است که هدف های اصلی و اساسی تعیین شوند. و به آنها دست یابیم یا انجام کارهای درست اما در کارایی غرض آن است که به هدف های تعیین شده با حداکثر بازدهی برسیم یا کارها به درستی انجام پذیرد.

سبک های مختلف برنامه ریزی جامع و تعیین استراتژی سازمانی

  1. در سبک اول – مدیر با اتکا به بینش و آگاهی خویش و قدرت خود در سازمان به تعیین استراتژی می پردازد. اخذ تصمیم در این سبک بیشتر جنبه دریافت های ذهنی فرد مدیر را داشته و قاعده و ضابطه خاصی حامکم نیست
  2. سبک دوم – مدیران با توجه به استراتژی سازمانی اقدام می کنند. این شیوه در تعیین استراتژی، مخاطره بسیار کمی را به همراه داشته، اما در مقابل سازگاری با شرایط متحول بیرونی به سرعت امکان پذیر نمی باشد
  3. سبک آخر – برنامه ریزی استراتژیک یا جامع نام دارد، تعیین استراتژی های سازمانی بر اساس نظم و قاعده خاصی انجام می پذیرد، ئ در این راه مراحل ویژه ای بطور منظم دنبال می شود

فرایند برنامه ریزی جامع

  1. تعیین و تدوین اهداف آینده سازمان
  2. شناخت اهداف و استراتژی های موجود سازمان
  3. تجزیه و تحلیل شرایط محیطی سازمان
  4. تجزیه و تحلیل منابع و امکانات سازمان
  5. شناخت وضع موجود سازمان
  6. تعیین تغییرات مورد لزوم در استراتژی ها
  7. تصمیم گیری در مورد استراتژی مطلوب
  8. اجرای استراتژی جدید
  9. منترل و سنجش استراتژی جدید در عمل
  10. ارجاء به ردیف اول

نکته: مهمترین مرحله در فرایند برنامه ریزی جامع، تعیین و تدوین اهداف آینده سازمان می باشد. این وظیفه خطیر به عهده مقامات سطوح بالای سازمان است و آنان باید اهداف آینده سازمان را به درستی شناخته و بیان نمایند. تعیین هدف شامل درک و تشخیص صحیح ماموریت ها و مقاصد سازمان و بیان آنهاست. زمانی که اهداف و ماموریت های آتی سازمان تدوین شدند، باید اهداف و ماموریت های فعلی نیز مورد بررسی و مداقه قرار گیرند و وجوه افتراق و اختلاف آنها با هدف های تعیین شده مشخص گردند

جایگاه سازمانی برنامه ریزی جامع

در سازمان های متمرکز گروه برنامه ریزی در سطوح عالی سازمان قرار گرفته و عنان برنامه ریزی به دست مدیران بالاست. اما در سازمان های غیرمتمرکز گروه های تخصصی کوچکتر با مدیران میانی و پایه کار برنامه ریزی را انجام می دهند. و البته نوع عملیات سازمان، حساسیت ماموریت های آن و طرز تلقی های مدیران، در جایگاه سازمانی برنامه ریزی جامع تاثیر می گذارد.

مزایا و محدویت های برنامه ریزی جامع

مزایا

برنامه ریزی جامع هادی است، این نوع برنامه ریزی جهت و مسیر فعالیت ها و عملیات سازمان را مشخص ساخته و به عنوان راهنمای سازمان عمل می کند. برنامه ریزی جامع در تصمیم گیری نقش راهنما را داشته نه کار تجزیه و تحلیل و ارزیابی را ساده می سازد. برنامه ریزی جامع مخاطرات تصمیم گیری را کاهش داده و توفیق اقدامات مبتنی بر استراتژی های مصوب را تضمین می کند. برنامه ریزی جامع با نگرش بلندمدت، به پیش بینی آینده می پردازد و از اینرو اطلاعاتی را درخود دارد که برای اقدامات درازمدت مدیران بسیار مفید می باشد. برنامه ریزی جامع نقش هماهنگ کننده بین برنامه های عملیاتی سازمان را یز انجام می دهد.

محدودیت ها

  1. به علت هزینه بالای این برنامه ریزی اغلب سازمان های کوچک امکان استفاده از آن را پیدا نمی کنند.
  2. احتیاج به زمان طولانی دارد
  3. نیاز به نیروی انسانی متخصص که در دسترس همه سازمان ها نیست
  4. عدم انعطاف و ثباتی است که این نوع برنامه ریزی القا می نماید