هدایت و رهبری - Leadership
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: مدیریت

 

رهبری:

رهبری فرایندی است که ضمن آن مدیریت سازمان می کوشد تا به ایجاد انگیزه و ارتباطی موثر انجام سایر وظایف خود را در تحقیق اهداف سازمانی تسهیل کند و کارکنان را از روی میل و علاقه به انجام وظایفشان ترغیب نماید. رهبری مستلزم نفوذ کردن و تاثیر گذاردن بر افراد است و مدیر در نقش رهبری است که می تواند بر افراد تحت سرپرستی خود نافذ و موثر باشد و به عبارت دیگر مرئوسان نفوذ و قدرت او را بپذیرند.

قدرت – power :

 قدرت عبارت از توانایی اعمال نفوذ بر دیگران است

نفوذ – influence

عبارت است از اعمالی که مستقیم یا غیر مستقیم باعث تغییر در رفتار یا نظرات دیگران می گردد.

طبقه بندی پنجگانه قدرت

  1. قدرت مرجع بودن ( referent) : توانایی ناشی از قبول رهبری به وسیله دیگران به عنوان مرجع و الگو
  2. قدرت قانونی : توانایی ناشی از قانون که مدیر را در نقش رهبر قادر می سازد تا بر مرئوسان خود تاثیر گذاشته و به رفتار شان جهت دهد.
  3. قدرت تخصصی: قدرتی ناشی از تخصص و کاردانی مدیر است که او را بر دیگران نافذ می سازد
  4. قدرت پاداش : توانایی دادن پاداش مادی و معنوی به مرئوسان و جهت بخشی به رفتار آن به منظور تحقق اهداف سازمان است.
  5. قدرت تنبیه : توانایی تنبیه مرئوسان و جهت بخشی در رفتار آن به منظور تحقق اهداف سازمان است


  نظریه های هدایت و رهبری

  • نظریه های خصوصیات فردی رهبری – trait theories
  • نظریه های رفتار رهبر – Behavioral theories
  • نظریه های موقعیتی و اقتضایی – Situational & cotingeency

 

نظریه های خصوصیات فردی رهبری:

این نظریه می گوید رهبران ابر مردانی هستند که به علت ویژگی هایی که موهبت الهی است ( کاریزماتیک ) شایسته رهبری گردیده اند. که دارای خصوصیاتی چون هوشمندی، برونگرایی، تسلط بر خود، اعتماد به نفس، سخنوری و جاذبه کلام، زیبایی و جذابیت سیما و چهره و ... باشند.

 

نظریه های رفتار رهبری

درپی آنند که سبک و روش رهبری را بشناسند، رهبران در برخورد با مرئوسان به چه شیوه هایی توسل می جویند. بر اساس یک طبقه بندی کلی، رفتار رهبران به دو نوع اند.

  1. انسانگرا : حداکثر توجه خود را به اعضای سازمان می کنند.
  2. سازمانگرا : اهداف و ماموریت های سازمان را مقدم بر افراد می کنند.

 

سیستم های چهارگانه رهبری لیکرت :

سبک اول – در این سبک که کاملا وظیفه مدار و آمرانه است مدیر و رهبر به مرئوسان خود اعتمادی نداشته و روابط رهبر و پیرو مبتنی بر ترس و ارعاب است.

سبک دوم – در این سبک رابطه آمرانه بین رهبر و پیروان هم چنان بر قرار است، اما رابطه مذکور در این حالت تلطیف شده و چون رابطه خادم و مخدوم توام با نوعی مرحمت پدرانه است، در این سبک تصمیم گیری همچنان بر عهده رهبر بوده و پیروان مجریان بی چون و چرای اوامرند.

سبک سوم – در این سبک اطمینان و اعتماد به مرئوسان در حد خوبی است و با آنان در تعیین پاره ای اهداف مشارکت می شود. اما مسائل و موضوعات عمده سازمان همچنان به وسیله رهبر و راساً فیصله می یابد .

سبک چهارم – در این سبک اطمینان و اعتماد به مرئوسان در حد کمال است و رابطه صمیمانه و مشارکت جویانه در تمام امور بین آنان بر قرار می باشد. در این سبک تصمیم گیری ها کاملاً مشارکتی است و گروه های رسمی و غیر رسمی با هم در آمیخته اند.

 

نظریه موقعیتی و اقتضایی:

عوامل سه گانه در سبک رهبری موثر در شیوه اقتضایی

الف ) عوامل مربوط به رهبری

دانش، آگاهی او، ارزش ها و اعتقادات وی

ب) عوامل مربوط به پیروان

میزان مستقل بودن، مسئولیت پذیری، همسویی با اهداف سازمانی و تجربیات آنان

ج)عوامل مربوط به موقعیت و شرایط

وضعیت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، و ... در رهبری نقش تعیین کننده ای دارند.

 

تئوری مسیر – هدف – path – goal theory

یکی از تئوری های اقتضایی است که در آن کوشش شده تا سبک اثر بخشی رهبری در موقعیت های مختلف شناسایی شود. سبک های رهبری در این تئوری به چهار نوع تقسیم شده اند .

  1. رهبری آمرانه : رفتار رهبر آمرانه است، مشارکت وجود ندارد و رهبر تعیین کننده همه امور است .
  2. رهبری حمایتی : رفتار رهبر دوستانه است، برای پیروان حرمت تامل است و در حمایت آنان کوشاست.
  3. رهبری مشارکتی : تصمیمات با مشارکت کارکنان انجام می گیرد.
  4. رهبری توافی گرا : رهبر هدف های سازمان را برای زیر دستان مشخص کرده و به انان اعتماد می دهد تا به هدف های مذکور نائل گردند.

 

نظریه دور زندگی life – cycle theory ، هرسی و بلانچارد

یکی دیگر از تئوری های اقتضایی است. در این نظریه دو سبک کلی رهبری وظیفه مدار ( task style ) , و رابطه مدار ( relationship style ) در قالب چهار سبک ترکیب، و به عنوان موقعیت نیز میزان بلوغ در رشد مرئوسان در سه عامل؛ انگیزه توفیق طلبی، مسئولیت پذیری، میزان تحصیلات و تجربیات خلاصه شده است .

 

 

 

 

 

چهار سبک رهبری در نظریه دور زندگی:

  1. سبک رهبری آمرانه – وظیفه مدار قوی و رابطه مدار ضعیف – مناسب افراد کاملاً نابالغ
  2. سبک رهبری متقاعد کننده – وظیفه مدار قوی و رابطه ودار قوی – افرادی که حدوداً نابالغ هستند د راین سبک حداکثر استفاده می شود.
  3. سبک رهبری مشارکتی – وظیفه مدار ضعیف و رابطه مدار قوی – برای افراد حدوداً بالغ به شمار می آیند مشارکت با کارکنان بهترین طریق رهبری است .
  4. سبک رهبری با تفویض اختیار به مرئوسان – وظیفه مدار ضعیف و رابطه مدار ضعیف – زمانی که زیر دستان از بلوغ و رشد کامل برخوردار هستند.

مدل تجویزی رهبری

در این مدل رابطه نحوه تصمیم گیری و سبک رهبری مطرح می باشد. یکی دیگر از نظریه های اقتضایی رهبری است . در این مدل پنج سبک رهبری از کاملا مشارکت جویانه تا کاملاً آمرانه تعیین گردیده است، و با شمایی شبیه درخت تصمیم گیری که طی سوالاتی نحوه تصمیم گیری مدیر را مورد پرسش قرار می دهد، سبک مناسب رهبری را در آن موقعیت برای وی مشخص می سازد.

نظریه جانشین های رهبر substitutes for leadership

پاره ای شرایط می توانند به عنوان جانشین برای رهبری محسوب گردند و انجام وظیفه رهبری مدیر را غیر ضروری سازند. فی المثال بی تفاوتی نسبت به سازمان یا وجود گروه های منسجم کاری از زمره عواملی است که بر اساس این تئوری می تواند لزوم رهبری را از میان بر دارد .

جانشین رهبری:

  1. خصوصیات پیروان
  2. خصوصیات وظیفه و شغل
  3. خصوصیات سازمان